تحقیق در مورد قالب شعری قصیده

همه چیز درباره قالب شعری قصیده و تفاوت آن با غزل

در ادامه با این قالب شعری بیشتر آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.
قالب شعری قصیده چیست؟
قصیده یکی از انواع قالب‌های شعری کلاسیک در ادبیات به شمار می‌رود. قدمت این قالب شعری متعلق به قرن چهارم است. از این قالب شعری بیشتر برای مدیحه‌سرایی نصیحت و موعظه و گاه توصیف طبیعت و مناظر استفاده می‌شود.
معنای لغوی قصیده “مقصود” است. به این معنی که این شعر قصد و هدف مشخص و خاصی را دنبال می‌کند. خاقانی از بزرگترین قصیده سرایان ایران است. در این قالب شعر دو مصرع اول هم قافیه هستند و قافیه در مصرع دوم هر بیت ادامه پیدا می‌کند. قصیده‌ها غالباً بیش از ۱۵ بیت دارند.
اجزای شعر در قالب قصیده
مطلع: اولین بیت در شعر در قالب قصیده را مطلع می‌نامند این بیت از دو مصرع قافیه دار تشکیل شده است.
تغزل:  به بیت‌های پس از مطلع که هدف شعر را مشخص می‌کنند تغزل گفته می‌شود. مصرع دوم این ابیات با قافیه مصرع دوم مطلع هم قافیه هستند.
شاکله اصلی قصیده : تمامی مضامین مدیحه و ستایشگرانه‌ی  شعر در این قسمت سروده می‌شود.
دعا و شریطه : در ابیات پایانی شاعران قصیده سرا با عنوان کردن دعا، آرزو و خواسته‌ی خود، شعر را به سمت قسمت پایانی سوق میدهند.
مقطع: آخرین بیت قصیده را مقطع می‌گویند.
انواع مضمون در قالب قصیده
۱-مدیحه سرایی: مدیحه از رایج‌ترین انواع مضامین قصیده است. این مدح و ستایش مخصوصاً در وصف پادشاهان از زمان سامانیان رواج یافت. در دوره غزنویان و سلجوقیان این مدیحیات حالت تملق و چاپلوسی افراطی به خود گرفت.
خسرو مشرق یمین دولت و بنیادِ مجد
آفتابِ ملک امین ملت و فخر تبار
یا ببندد یا گشاید یا ستاند یا دهد
تا جهان باشد همی مر شاه را این باد کار:
آنچه بستاند ولایت، آنچه بدهد خواسته
آنچه بندد دست دشمن، آنچه بگشاید حصار
۲- فلسفی مذهبی:  ناصرخسرو با سرودن قصیده در مضمون دین و آیین مخصوصاً در زمان اسماعیلیون تحولی در این سبک به وجود آورد. اشعار سنایی، عطار و جامی نیز با پرداختن به موضوعات دینی، فلسفی و عرفانی این مسیر را ادامه دادند.
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توام راهنمایی
همه درگاه تو جویم، همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
۳-  اخلاق و مسائل اجتماعی:  سعدی شیرازی اولین شاعری بود که با قصیده سرایی به تعلیم اخلاق و مسائل اجتماعی پرداخت. پس از آن سیف فرغانی در همین سبک قصیده سرایی کرد.
علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد
دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز
وگرنه سیل چو بگرفت ، سد نشاید بست
۴- مسائل سیاسی در دوره قاجار، پای سیاست را به قصیده سرایی گشود. از این سبک شعر در ایجاد تهییج و احساسات در مردم استفاده می‌شده است. ملک الشعرای بهار شهیرترین شاعر این نوع قصیده است.
آزادی ماست اصل آبادی ما
این است نتیجه خدادادی ما
آزاد بزی ولی نگر تا نشود
آزادی تو رهزن آزادی ما
تفاوت‌های قصیده و غزل
قالب قصیده و غزل از بسیاری جهات به هم شبیه هستند مخصوصاً شکل ظاهری قرارگیری ردیف و قافیه‌ها، اما در واقع تفاوت‌های بسیاری دارند که از آن جمله می‌توان به تفاوت‌های زیر اشاره داشت.
– آغاز پیدایش:  قصیده جزء اولین قالب‌های شعری بوده اما غزل در اواخر قرن ششم رواج یافت.
– تعداد ابیات:  غزل معمولاً بین ۵ تا ۱۴ بیت  است حال آنکه قصیده معمولاً در حداقل ابیات باید شامل ۱۵ بیت باشد.
–  موضوع: همانطور که پیشتر اشاره شد قصیده برای وصف و مدیحه سرایی مورد استفاده است، اما مضمون اشعار در قالب غزل معمولا عاشقانه و در وصف احساسات شاعر است .
– هدف:  معمولاً قصیده در وصف توصیف هدفی خاص از ابتدا تا انتها استفاده می‌شود و تمام ابیات به موضوع واحدی اشاره دارند، اما در غزل هر یک می‌تواند هدفی مستقل داشته باشد.
شاعران قصیده سرای
از شاعران قصیده سرا که بسیار در این وادی پیش رفتند و صاحب سبک هستند می‌توان به سنایی، خاقانی، پروین اعتصامی، سمرقندی و غیره اشاره نمود. در زیر به قصیده‌ای از پروین اعتصامی اشاره می کنیم:
۱- محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیست
۲- گفت: مستی، زان سبب افتان و خیـــزان می روی
گفت: جـرم راه رفتـن نیست، ره هموار نیست
۳- گفت: می باید تو را تا خانهٔ قاضی برم
گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه‌شب بیدار نیست
۴- گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم
گفت: والی از کجا در خانهٔ خمار نیست
۵- گفت: تا داروغه را گوییم، در مسجد بخواب
گفت: مسجـد خوابگاه مردم بدکار نیست
۶- گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان
گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست
۷- گفت: از بهر غرامت، جامه‌ات بیرون کنم
گفت: پوسیده است، جز نقشی ز پود و تار نیست
۸- گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست
۹- گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بیخود شدی
گفت: ای بیهوده‌گو، حرف کم و بسیار نیست
۱۰- گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را
گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست